سايه "گناه مادرانه" بر روان زنان/ انتظارات کاذب، فرسايش پنهان!

احساس گناه مادرانه، پديده‌اي روانشناختي پيچيده و رو به گسترش است که نه تنها سلامت رواني مادران را به مخاطره مي‌اندازد، بلکه ريشه‌هاي عميقي در فرهنگ، جامعه و حتي تصورات آرماني از نقش مادري دارد. اين خودسرزنشي مداوم که اغلب با وجدان بيدار و مسئوليت‌پذيري اشتباه گرفته مي‌شود، مي‌تواند پيامدهاي مخربي براي فرد، خانواده و تربيت فرزندان در پي داشته باشد.
سايه
1404/10/20 - 09:14
تاریخ و ساعت خبر:
151385
کد خبر:
به گزارش خبرگزاری زنان ایران - حکيمه اکبري،روانشناس تربيتي، در گفت‌وگو با ساناز نصيري، خبرنگار زنان ايران، به بررسي ابعاد مختلف احساس گناه مادرانه، تفاوت آن با وجدان بيدار و مسئوليت‌پذيري، نقش عوامل بيروني در تشديد اين احساس و پيامدهاي مخرب آن بر سلامت روان مادر و خانواده پرداخت. او همچنين راهکارهايي براي مقابله با اين پديده و اهميت "مادر به اندازه کافي خوب" بودن را ارائه داد.
مي خواهيم در مورد منشا احساس گناه مادرانه و اينکه احساس گناه با وجدان بيدار يا مسئوليت پذيري چه فرقي دارد با هم صحبت کنيم احساس گناه مادرانه يکي از پديده هاي رواني پيچيده و رايج در ميان مادران است که مي تواند تاثيرات عميقي بر سلامت رواني و کيفيت زندگي مادران داشته باشد احساس گناه مادرانه به معناي تجربه ندامت خودسرزنشي يا اضطراب ناشي از تصور کوتاهي در انجام وظايف مادري داريم اين احساس مي تواند حتي در موقعيت هايي که مادر به طور عيني خطايي مرتکب نشده بروز دهد حتي بعضي از روانشناسان اين باور دارند که مادران به دليل نقش پررنگشان در شکل دهي شخصي است، فرزندانشون بيشتر در معرض اين احساس قرار دارند.
تفاوت احساس گناه با وجدان بيدار و مسئوليت پذيري مسئوليت پذيري يعني پذيرش نتايج اعمال و تصميمات شخصي است فرد مسئوليت پذير باور دارد که اعمالش بر زندگي اش تاثيرگذار است و براي تغيير شرايط خودش را مسئول مي داند وجدان بيدار يعني آگاهي اخلاقي و تمايل به انجام درست اموري اين ويژگي مي تواند به رفتارهاي همدلانه و اجتماعي هم منجر بشود ولي احساس گناه ناسالم زماني بروز مي کند که فرد بدون دليل منطقي يا به صورت افراطي خودش را مقصر بداند اين نوع احساس گناه مي تواند منجر به اضطراب افسردگي کاهش عزت نفس و کاهش اعتماد به نفس هم بشود عواملي مثل کمال گرايي و ايده آل گرايي فشارهاي اجتماعي و فرهنگي تربيت و الگوهاي خانوادگي يا آموزه هاي ديني مي تواند تشديد کننده اين احساس گناه در مادران بشود حالا راهکارهايي دارد مثل خودآگاهي و پذيرش تعيين مرزهاي سالم مشاوره حمايت اجتماعي مي تونه با اين احساس گناه مادرانه مقابله کند.
نقش جامعه و اطرافيان در تقويت احساس گناه مادران چيست؟
احساس گناه مادرانه تحت تاثير عوامل متعددي از جمله جامعه رسانه ها فضاي مجازي و خانواده شکل مي گيرد که به طور مختصر به بررسي نقش هر يک از اين عوامل مي پردازيم رسانه ها و شبکه هاي اجتماعي با نمايش تصاوير ايده آل از مادران استانداردهاي غيرواقعي را ترويج مي دهند مادران با مشاهده اين تصاوير ممکن است احساس کنند در مقايسه با اين الگوها ناکافي هستند حتي اگر در واقعيت عملکرد مناسبي داشته باشند اين مقايسه ها مي تواند منجر به احساس گناه و کاهش اعتماد به نفسشان شود. خانواده هاي همسر و خانواده خود مادر نيز مي تواند در تقويت اين احساس گناه نقش داشته باشند مثلا انتظارات بالايي که از مادرا دارند در مقايسه با ديگران انتقادات مکدرات مکرر مي تواند فشارهاي رواني زيادي را بر مادر وارد کند براي مثال صحبت هاي نابجا مثلا اينکه بگويند که چرا بچه هاي شما زود به زود مريض مي شوند يا مادر شوهر يا خانواده شوهر با پسرشان قهر کنند تا غيرمستقيم روي عروس فشار بياورند اين يک نوع کنترلگري پنهان از طريق احساس گناه افزايش آگاهي تنظيم انتظارات محدود کردن استفاده از رسانه ها صحبت با خانواده حتي صحبت با مشاوره و روانشناس مي تواند راهکارهايي باشه براي مقابله با احساس گناه مادرانه در نهايت درک اين نکته حائز اهميت است که احساس گناه مادرانه اغلب ناشي از فشارهاي بيروني و انتظارات غيرواقعي که با افزايش آگاهي و استفاده از راهکارهاي مناسب مي تواند اين احساسات را مديريت کند و به سلامت رواني بهتري دست پيدا کنند.
نشانه هايي نشان مي دهد که يک مادر در حال فرسايش رواني به خاطر احساس گناه است احساس گناه مداوم در مادران مي توانيد به فرسايش رواني منجر شود که در صورت عدم مديريت ممکن است به مشکلات جدي تري مانند پرخاشگري فرار از مسئوليت و حتي افسردگي بينجامد که رفتارهايي مثل احساس ناکافي بودن و گناه مداوم تحريک پذيري و پرخاشگري خستگي مزمن و بي انگيزگي مشکلات بي خوابي و تغذيه احساس انزوا داشتن و طردشدگي علائم جسمي مثل دردهاي پراکنده سردرد مشکلات گوارشي اينا نشانه هاي فرسايش رواني در مادران ميباشد که اين احساس گناه پيامدهايي هم دارد مثل؛ افسردگي، پرخاشگري، بدرفتاري با بچه ها ،فرار از مسئوليت که
اينها را ميشود با مراجعه به متخصص مراقبت از خود کاهش استفاده از شبکه هاي مجازي يا شبکه هاي اجتماعي به مقابله با فرسايش رواني پرداخت.
از خودگذشتگي افراطي مادران که اغلب ناشي از احساس گناه يا تلاش براي جبران کمبودهاي واقعي يا خيالي است مي تواند به شکل گيري الگوهاي ناسالم در خانواده منجر شود اين رفتارها نه تنها به سلامت رواني مادر آسيب ميزند، بلکه تاثيرات منفي قابل توجهي بر فرزندان دارد يکي از اين اثرهاي منفي ناتواني در تحمل ناکامي فرزندان مادراني که محبت افراطي نشان مي دهند اغلب در مواجهه با محدوديت ها و ناکامي ها ناتوان هستند اين کودکان ممکن است در برابر کوچک ترين موانع دچار استرس و اضطراب شوند، يکي ديگر کاهش مسئوليت پذيريه محبت و مراقبت بيش از حد مادر منجر ميشود که شخصيت وابسته و بي مسئوليت براي بچه باشد که در بزرگسالي نيز توانايي تصميم گيري و مستقل بودن را ندارد سومين اثر منفي اش خودمحوري و زودرنجي است کودکاني که هميشه خواسته هايشان بدون قيد و شرط برآورده مي شود ممکن است به افراد خودمحور و زودرنج تبديل شوند که در روابط اجتماعي دچار مشکل مي شوند اين از خودگذشتگي افراطي علاوه بر تاثير منفي بر فرزندان بر روي همسر نيز تاثير دارد يکيش تضعيف رابطه زناشويي است زماني که مادر نقش مراقب اصلي را براي همسر ايفا مي کند به مرور رابطه زوجي به رابطه والد فرزند تبديل مي شود که مي تواند به کاهش جذابيت و صميميت بين زوجين زوجين منجر شود دومين اثر کاهش مسئوليت پذيري همسر مي شود رسيدگي هاي افراطي به همسر ممکنه باعث بشه او به اين رفتار عادت کند و از زير بار مسئوليت ها و وظايف اصلي خودش شانه خالي کند سومين اثرش احساس ناديده گرفتن است که از خودگذشتگي بيش از حد مي تواند باعث شود همسر احساس کند که نقش او در خانواده کمرنگ شده و نيازهايش ناديده گرفته مي شود که اين امر ممکن است به بروز تنش و نارضايتي در رابطه با همسر منجر شود در نتيجه از خودگذشتگي افراطي مي تواند به شکل الگوي تله ايثار منجر شود که در آن فرد به طور مداوم نيازهاي ديگران را بر نيازهاي خودش مقدم مي داند و از بيان خواسته هاي شخصي خودش خودداري مي کند اين الگو ممکن است به احساس خستگي فرسودگي و حتي افسردگي در مادر منجر شود
آخرين صحبت و توصيه نهايي به مادران گرامي اگر مادري هستيد که خود را به خاطر اشتباهات گذشته سرزنش مي کنيد به ياد داشته باشيد که مادر خوب مادر کامل نيست مادر به اندازه کافي خوب است بر اساس نظريه يک روانشناس کودک براي رشد سالم رواني به مادري کامل و بي نقص نياز ندارد بلکه مادري که با تعهد عشق و تلاش واقعي به نيازهاي او پاسخ دهد کفايت مي کند اشتباهات و ناکامي هاي کودک در فرزندپروري نه تنها مضر نيستند بلکه به کودک کمک مي کنند تا با واقعيت هاي زندگي آشنا شود و تاب آوري بياموزد اگر احساس گناه ما را از درون مي فرسايد به خود يادآوري کنيم که اشتباه کردن بخشي از انسان بودن است فرزند ما بيش از هر چيز به حضور واقعي عشق و پذيرش ما نياز دارد سرزنش مداوم خودمان انرژي ما را تحليل مي برد و مانع از لذت بردن از لحظات با فرزندانمان مي شويم در مسير مادري به خودمان اجازه بدهيم که انسان باشيم با تمام قوت ها و ضعف هايمان با پذيرش خودمان و تمرکز بر لحظه حال مي توانيم آرامش بيشتري را تجربه کنيم و رابطه عميق تر با فرزندانمان را بسازيم

بازگشت به ابتدای صفحه بازگشت به ابتدای صفحه
برچسب ها:
احساس گناه مادرانه،وجدان بيدار
ارسال نظر
مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرتان لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
3- نظرات بعد از بررسی و کنترل عدم مغایرت با موارد ذکر شده تایید و منتشر خواهد شد.
نام:
ایمیل:
* نظر:
فارس
V
آرشیو