طلاق؛ پایان یک مسیر یا آغاز دوباره؟
طلاق در ایران و جهان، دیگر یک شکست فردی تلقی نمی شود؛ بلکه پدیدهای اجتماعی است که ریشه در مشکلات اقتصادی، فرهنگی و روانی دارد. هر چند جدایی می تواند با چالش های سنگین برای خانواده همراه باشد، اما در بسیاری موارد فرصتی برای باز تعریف زندگی و رهایی از روابط ناسالم فراهم می کند.
1404/10/09 - 13:21
تاریخ و ساعت خبر:
150806
کد خبر:
به گزارش خبرگزاری زنان ایران - معصومه کوشکستانی- جدایی یکی از مهم ترین پدیده های اجتماعی در جهان امروز است. پایان رسمی یک رابطه زناشویی، نه تنها زندگی دو فرد را تحت تأثیر قرار می دهد، بلکه پیامدهای گستردهای بر خانواده، فرزندان و جامعه دارد. در ایران و بسیاری از جوامع دیگر، طلاق به عنوان یک موضوع حساس مطرح است؛ زیرا با ارزش های فرهنگی، سنتی و حتی اقتصادی گره خورده است. بر اساس آخرین اعلام مرکز آمار ایران، بیشترین طلاق ها در بازه زمانی یک تا پنج سال زندگی مشترک اتفاق می افتد و کمترین پروسه مربوط به زوج هایی است که ۲۵ تا ۲۹ سال زندگی مشترک دارند.
از دلایل اصلی طلاق می توان به اختلافات شخصیتی و فرهنگی شامل تفاوت در ارزش ها، باورها و سبک زندگی نام برد. مشکلات اقتصادی چون فشار مالی، بیکاری یا نابرابری می تواند رابطه را فرسوده کند که این مهم از دلایل دیگر جدایی محسوب می شود. هم چنین خیانت و بی اعتمادی، فشارهای خانوادگی و اجتماعی، مشکلات روانی و اعتیاد هم، جزو دلایل اصلی طلاق محسوب می شوند.
چالش های زنان پس از طلاق
جدایی نه آغاز راه است و نه پایان آن. با نگاه دقیق و شفاف اگر بخواهیم به این موضوع پر چالش و هیاهو نگاه کنیم نمی توانیم از چالش های پیش رو به راحتی عبور کنیم. با این که دیدگاه های اجتماعی و خانوادگی به مقوله طلاق متفاوت شده است اما زنان جدا شده از زندگی مشترک، کماکان درگیر نگاه سنتی و قضاوت اجتماعی هستند، از این روی اغلب با برچسب های منفی مواجه می شوند.
احساس شکست، افسردگی، اضطراب و کاهش اعتماد به نفس بر فرد؛ تغییرات رفتاری، افت تحصیلی، احساس نا امنی و مشکلات عاطفی بر فرزندان؛ افزایش هزینه های اجتماعی، تغییر ساختار خانواده و کاهش انسجام اجتماعی بر جامعه؛ تقسیم دارایی ها، مشکلات مالی پس از جدایی، افزایش نیاز به حمایت های اجتماعی بر اقتصاد؛ و مشکلات حضانت فرزندان از مشکلات عدیده پس از جدایی است.
با همه روادید نامطلوب ذکر شده، اما برخی مواقع جدایی بهتر از ماندن است و طلاق می تواند فرصتی برای آغاز زندگی جدید با آرامش بیشتر باشد چرا که خروج از رابطهای پرتنش یا آسیبزا، سلامت روانی فرد را بهبود می بخشد. هم چنین استقلال و خودشناسی پس از جدایی می تواند به رشد شخصی منجر شود.
چشمانداز آینده
با توجه به تغییرات فرهنگی و اجتماعی، نگاه به طلاق در حال تحول است. در بسیاری از جوامع، طلاق دیگر به عنوان شکست مطلق دیده نمی شود، بلکه به عنوان فرصتی برای باز تعریف زندگی و هویت فردی شناخته می شود. در ایران نیز با افزایش آگاهی اجتماعی، زنان و مردان پس از طلاق بیشتر به دنبال بازسازی زندگی خود هستند تا در لاک خود غوطه ور شدن.
آینده نشان می دهد که با مشاوره و روان درمانی، حمایت های قانونی و اجتماعی، آموزش و فرهنگ سازی، و تقویت استقلال مالی، طلاق می تواند به جای یک بحران، به یک نقطه آغاز تبدیل شود. به واقع طلاق پایان یک مسیر است، نه پایان زندگی؛ حتی می تواند آغازی برای آیندهای بهتر باشد.
مژگان 32 ساله از تهران می گوید، تنها سه سال پس از ازدواج تصمیم به جدایی گرفتم. دلیل اصلی، فشارهای اقتصادی و اختلافات فرهنگی با خانواده همسر بود. پس از طلاق، با نگاه منفی اطرافیان روبرو شدم اما توانستم با راه اندازی یک کسب و کار کوچک آنلاین، استقلال مالی پیدا کنم. با این که طلاق سخت بود، اما باعث شد خودم را دوباره پیدا کنم.
آذر، زن مطلقه 27 ساله در اصفهان است. او پس از پنج سال زندگی مشترک، به دلیل اعتیاد همسرش مجبور به جدایی شد. چالش اصلیاش حضانت فرزند بود. با وجود سختی ها، توانست با حمایت خانواده و ادامه تحصیل، مسیر تازهای برای خودش بسازد و امروز به عنوان مشاور اجتماعی برای زنان دیگر فعالیت می کند.
هم چنین دارا و زینب پس از هفت سال زندگی مشترک به این نتیجه رسیدند که ادامه رابطه برای هر دو آسیبزاست. آن ها با توافق دوستانه جدا شدند و هم چنان برای تربیت فرزندشان همکاری می کنند. این روایت ها نشان می دهد که طلاق همیشه به معنای دشمنی یا بحران نیست؛ گاهی می تواند راهی برای حفظ آرامش باشد.
آمار رسمی
آمار رسمی نشان می دهد که طلاق در ایران به یکی از بحران های اجتماعی جدی تبدیل شده است. روند کاهشی ازدواج و افزایش طلاق طی دو دهه اخیر بیانگر تغییرات عمیق در ساختار خانواده و روابط اجتماعی است که این موضوع نیازمند سیاست گذاری های جدی در حوزه آموزش، فرهنگ و حمایت اجتماعی است. هم چنین مشکلات اقتصادی، اختلافات فرهنگی، فشارهای اجتماعی و تغییر ارزش ها از مهم ترین عوامل این جدایی ها هستند.
طبق بررسی های منتشره در روزنامه شرق، نرخ طلاق در ایران طی سال های اخیر روندی افزایشی داشته است؛ در سال ۱۴۰۳ حدود ۳۹ درصد ازدواج ها به طلاق انجامیده و در تهران این نسبت به بیش از ۵۲ درصد رسیده است.
بر اساس دادههای ثبت احوال ایران و منتشر در سایت تابناک، در هفت ماهه نخست سال ۱۴۰۳، 274 هزار و ۵۹۶ ازدواج ثبت شده که از این تعداد، ۱۰۸ هزار و ۶۷۳ مورد به طلاق ختم شده است. یعنی از هر ۱۰۰ ازدواج، حدود ۳۹ مورد به طلاق انجامیده که این آمار در تهران، ۵۲ طلاق از هر ۱۰۰ ازدواج است.
بررسی های مرکز آمار نشان می دهد، از سال ۱۳۸۹ تا ۱۴۰۲، ازدواج ها ۴۶ درصد کاهش یافته و در همین بازه، طلاق ها ۴۷ درصد افزایش داشتهاند. هم چنین در یک مقایسه تاریخی می توان گفت؛ در سال ۱۳۵۸، تنها ۶.۹ درصد ازدواج ها به طلاق ختم می شده اما در سال ۱۴۰۲، این رقم به ۴۱.۹ درصد رسیده است.
دیدگاه کارشناسان درباره طلاق
تحلیل روان شناسان و متخصصان اجتماعی پژوهشی در مجله روانپزشکی و روانشناسی بالینی ایران نشان می دهد که عوامل اصلی طلاق در ایران شامل اختلافات فرهنگی، مشکلات اقتصادی، اختلالات روانی و نبود مهارت های ارتباطی است. کارشناسان تاکید دارند که برای کاهش نرخ طلاق باید آموزش مهارت های زندگی و مشاوره پیش از ازدواج جدی گرفته شود. هم چنین مطالعهی جامع در حوزهی زنان و خانواده نشان داده است که فشارهای اجتماعی و اقتصادی، تغییر ارزش های نسل جدید و ضعف در حمایت های قانونی از مهم ترین دلایل افزایش طلاق هستند.
هم چنین حقوقدانان ایرانی نیز بر این باورند که اختلافات فرهنگی و اختلالات روانی از مهم ترین عوامل فروپاشی خانواده محسوب می شوند. آن ها تاکید می کنند که نظام حقوقی باید با اصلاح قوانین حضانت و حمایت مالی از زنان و کودکان، فشارهای پس از طلاق را کاهش دهد.

بازگشت به ابتدای صفحه