در گفت وگو با پژوهشگر مسائل اجتماعی مطرح شد ،
تروریسم در لباس اعتراض
؛ چرا خشونتطلبان در برابر مردم شکست خوردند
اغتشاشات دیماه امسال نشان داد که خشونت نه زبان اعتراض است و نه ابزار موفقیت. گروههایی که با تروریسم و رفتار خشونتآمیز قصد داشتند جامعه را تهدید کنند، در برابر ایستادگی و اتحاد مردم ناکام ماندند. کارشناس علوم اجتماعی و پژوهشگر میگوید این شکست نشاندهنده تفاوت بنیادین میان اعتراض مدنی و خشونت سازمانیافته است و تجربه تاریخی بارها ثابت کرده که خشونت هیچگاه پایدار نمیماند و مشروعیت نمیآورد.
1404/11/02 - 10:45
تاریخ و ساعت خبر:
161867
کد خبر:
به گزارش خبرگزاری زنان ایران - خشونت و رفتارهای خشونتطلبانه در حوادث اخیر کشور بار دیگر موضوعی است که افکار عمومی و ناظران اجتماعی را به چالش کشیده است. برای بررسی ریشهها، نوع اقدامها و نقش گروههای تروریستی و اغتشاشگر در این روند، گفتوگویی ترتیب دادیم با میترا خسروبیک پژوهشگر و کارشناس مسائل اجتماعی.
ما در روزهای پایانی دی ماه شاهد بروز خشونتهای بسیار شدید در اغتشاشاتی بودیم که به واقع می توان آن را حرکتی سازمان یافته برای سرنگونی جمهوری اسلامی ایران دانست. خشونت هایی که به راستی مرز انسانیت را رد کرده و چهره شیطانی از رفتارهای تروریستی را نشان داد . هر چند به ظاهر این حرکت تروریستی پیامد اعتراضات و مطالبه گری های بحق مردم بود اما چطور میتوان این رفتارها را از منظر جامعهشناسی تحلیل کرد؟
خسروبیک: اگر بخواهیم خشونت را از منظر علمی تعریف کنیم، لازم است به این نکته توجه کنیم که خشونت همیشه یک کنش تکعاملی نیست بلکه مجموعهای از عوامل ساختاری، گروهی و فردی در آن دخیلاند. وقتی گروه یا جمعی از منافع خود احساس محرومیت میکنند، ممکن است به شکلهای مختلف به خشونت متوسل شوند؛ اما باید توجه داشت که خشونت سازمانیافته در اغتشاشات اخیر، با رفتارهای معمول اعتراض مردمی تفاوت دارد.
رفتارهایی که در برخی تجمعات مشاهده شد، شامل حمله به اموال عمومی، درگیری مسلحانه، آتشزدن اماکن، شهادت کودکان ، سوزاندن اجساد، هتک حرمت به اماکن مقدسه و حتی هتک حرمت به اجساد ، تهدید و حتی تهییج برای خشونت ... جامعهشناسان این نوع رفتار را خشونت سیاسی فراتر از اعتراضات صنفی یا مدنی میدانند و به زبان دیگر " تروریسم" می دانند. زیرا هدف آن تخریب بنیانهای اجتماعی و امنیتی است نه ابراز یک خواسته مشخص صنفی یا مدنی.
برخی تحلیلها حتی از این رفتارها بهعنوان تروریسم شهری یاد میکنند. نگاه شما چیست؟
خسروبیک: تعریف تروریسم به معنای عام و علمی به استفاده سازمانیافته از خشونت علیه غیرنظامیان یا نهادهای عمومی با هدف ایجاد رعب و فشار سیاسی اشاره دارد. در واقع، زمانی که یک گروه از خشونت برای رسیدن به اهداف سیاسی غیرمشروع استفاده کند، این رفتار به سمت تروریسم شهری یا خشونت سیاسی خارج از قواعد مدنی میرود.
در اغتشاشات اخیر، کنشها فراتر از اعتراضات خیابانی بود و از منظر علمی در چارچوب خشونت سیاسیِ شدید یا تروریستم تحلیل می شود.
این نوع رفتار در تاریخ نیز نمونه دارد؛ به عنوان مثال، گروهکهای تروریستی مانند منافقین در دهه ۶۰ که علیه نظام جمهوری اسلامی دست به اقدامات مسلحانه زدند، یا کمله و گروههای مشابه در مرزهای شرقی که با خشونت بیپروا عمل کردند.. این گروهها هدفهایی فراتر از بیان خواستههای مدنی داشتند و با بهرهگیری از خشونت، خواستار تغییرات بنیادی و ویرانگر بودند.
در خصوص اغتشاشات اخیر که سازمان یافته، آموزش دیده و در عین حال رهبری شده توسط عوامل ضد انقلاب داخلی و خارجی بود ما تروریسم شهری را عامل و تروریسم بین الملل ( امریکا و اسرائیل ) را راهبر و لیدر اصلی می شناسیم.
بررسی ها تحلیلها رفتارهای خشونتطلبانه اغتشاشگران دی ماه را به گروههای تروریستی همچون داعش یا رفتارهای صهیونیستی بسیار نزدیک می دانند نظر شما در این باره چیست ؟
خسروبیک: مقایسه بین رفتارهای گروههای افراطی مانند داعش و حوادث اغتشاشات داخلی باید با دقت انجام شود. داعش، بهعنوان یک گروه افراطی جهانی، بر پایه ایدئولوژی خشونتطلبانه و نظامی شکل گرفت و از حملات انتحاری، کشتار نظاممند و ترور در سطح گسترده بهره گرفت که نمونه آن حملات انتحاری کرمان ۲۰۲۴ است که منجر به صدها کشته و زخمی شد و گروه مسئولیت آن را پذیرفت.
از این منظر، شباهت رفتاری در تمایل به استفاده بیپروا از خشونت قابل بررسی است، اما باید توجه داشت که زمینه، ایدئولوژی و ساختار این گروهها کاملاً متفاوت است؛ داعش به دنبال ایجاد یک «خلافت» خونین بود، در حالی که اغتشاشگران داخلی اغلب فاقد ساختار منسجم و ایدئولوژی یکپارچهاند و رفتارهای آنان گاهی واکنشی، بعضاً سازمانیافته و تحت تأثیر رسانهها یا شبکههای خارجی بوده است.
در مورد مقایسه با رفتارهای صهیونیستی نیز باید گفت که این مفهوم اغلب در تحلیلهای سیاسی به کار میرود تا خشونتهای ساختاریافته و نظاممند علیه جمعیتهای غیرنظامی را برجسته کند و صهیونیستم فقط اسرائیل نیست بلکه هر تفکری که با خشونت هدفمند و سیستماتیک توسط دولتها یا گروههای شبهدولتی، علیه جمعیت غیرنظامی اعمال میشود را باید تفکری و اعمالی صهیونیستی دانست و جنایات اسرائیل در غزه و در ایران به ویژه با جنگ دوازده روزه و این اغتشاشات تروریتسی اخیر مادر تفکر صهیونیستی است.
خشونت در اعتراضات اخیر بیش از حد معمول بود و حتی از مرز انسانیت عبور کرد به نظر شما دلیل این همه اعمال خشونت فقط می تواند یک اشتباه یا هیجان باشد؟
خسروبیک: وقتی خشونت از سطح اعتراضات اجتماعی عادی فراتر میرود، معمولاً چند شاخص قابل توجه است: حملات هدفمند به اماکن عمومی، استفاده از سلاحهای خطرناک، ایجاد رعب و وحشت در میان مردم جامعه و حتی توسل به رفتارهای جنونآمیز . در این مسیر، اگر گروهها یا عناصر فرصتطلب با هدف مخرب وارد صحنه شوند، آن رفتارها میتوانند به سمت خشونتطلبی بیحد و حصر حرکت کنند.
در مقایسه با تجربیات تاریخی انقلاب اسلامی، گروههایی مانند منافقین و کمله نیز به سمت خشونت بیپروایانه حرکت کردند که پیامدهای امنیتی و جانی بسیاری برای هموطنان ما داشت.
به نظر شما جامعه و حاکمیت چگونه باید با این نوع خشونت های تروریستی و ضدانسانی برخورد کند تا هم امنیت حفظ شود و از تکرار چنین قضایایی جلوگیری گردد؟
خسروبیک: تجربههای تاریخی و مطالعات اجتماعی نشان میدهد که برخورد با خشونت باید چندلایه و هوشمندانه باشد. از یکسو، خشونت سازمانیافته و تروریستی نیازمند برخورد قاطع و قانونی است، زیرا این نوع رفتار مستقیماً امنیت عمومی را هدف قرار میدهد و نمیتوان با آن مماشات کرد. از سوی دیگر، نباید همه نارضایتیها و اعتراضات اجتماعی را در یک سبد قرار داد.
تفکیک دقیق میان اعتراض مدنی، نارضایتی اجتماعی و خشونت تروریستی اهمیت حیاتی دارد.
اگر این تفکیک بهدرستی انجام نشود، فضا برای سوءاستفاده عناصر خشونتطلب فراهم میشود. جامعهشناسی سیاسی تأکید میکند که همزمان با برخورد امنیتی با خشونت، باید مسیرهای گفتوگو، اصلاح و پاسخ به مطالبات واقعی مردم نیز باز بماند تا خشونت مشروعیت اجتماعی پیدا نکند.
الحمدالله در کشور ما با تدابیر رهبر انقلاب اسلامی و سخنرانی بی نظیر ایشان در روزهای اخیر این مسیر باز شده است و دولت هم با دعوت از اصناف و شنیدن خواسته های آنها مسیر درست تعامل را در پیش گرفته است.
آیا خشونت میتواند افراد یا گروهها را به اهدافشان برساند؟ و آیا میتوان شکست اغتشاشات و حرکات تروریستی اخیر را ناشی از شکست راهبرد خشونت دانست؟
خسروبیک: بهطور کلی، خشونت شاید در کوتاهمدت توجه رسانهای یا شوک اجتماعی ایجاد کند، اما در بلندمدت به ندرت به تحقق پایدار اهداف منجر میشود. خشونت معمولاً سرمایه اجتماعی را میسوزاند و حتی حامیان بالقوه را از یک جریان دور میکند. تاریخ معاصر، چه در ایران و چه در سطح جهانی نشان داده که گروههایی که بر خشونت تکیه کردهاند—از داعش گرفته تا گروهکهای تروریستی دهههای گذشته مانند منافقین و کمله و مادر تمامی تحرکات تروریستی اسرائیل—در نهایت با شکست مواجه شدهاند.
در مورد اغتشاشات اخیر نیز میتوان گفت یکی از دلایل اصلی ناکامی این جریانها، فقدان پشتوانه اجتماعی و تکیه افراطی بر خشونت بود. جامعه ایران تجربه تاریخی بالایی در تشخیص تفاوت میان اعتراض و ترور دارد. وقتی رفتارها به سمت تخریب، کشتار، تهدید و ناامنسازی میرود، بدنه جامعه فاصله میگیرد و این همان نقطه شکست خشونت است. به بیان ساده، خشونت نهتنها مسیر رسیدن به هدف نیست، بلکه اغلب به بنبست ختم میشود.
انتهای پیام/*

بازگشت به ابتدای صفحه