جنگ ترکیبی علیه ایران و غفلت خطرناک در میدان رسانه
در شرایطی که کشور با فشارهای اقتصادی، جنگ رسانهای و تهدیدات امنیتی همزمان مواجه است، یک فعال فرهنگی و رسانهای با تأکید بر ورود جدی به میدان جنگ ترکیبی دشمن، جهاد تبیین را ضرورتی انکارناپذیر دانست و خواستار حضور آگاهانه و بهموقع نخبگان، رسانهها و دستگاههای مسئول در مقابله با عملیات روانی و آشوب ادراکی شد.
1404/11/02 - 08:23
تاریخ و ساعت خبر:
151864
کد خبر:
به گزارش خبرگزاری زنان ایران - از آذربایجان شرقی،پورخردمند در طی یادداشتی نوشت: جهان بواسطه وجود نظام خونخوار سرمایه داری و فرزند شرور او یعنی غاصبان صهیونیست ؛ پیچیده و متلاطم و منطقه پرآشوب غرب آسیا ناخوش احوال و کشور ما هم بخاطر وضعیت تقریبا بغرنج اقتصادی و افزایش سرسام آور قیمت کالا و خدمات و کوچکتر شدن سفره مردم و نبود چشم انداز مشخص و بی برنامه گی بخشهایی از دولت در شرایط خاصی قرار گرفته است
از طرف دیگر بعد از جنگ دوازده روزه قابل پیشبینی بود که دشمن زبون مثل مار زخم خورده ؛ مترصد فرصتی ست تا شکست مفتضحانه خود را جبران کند اما اینبار نه لزوما در میدان جنگ نظامی بلکه از طریق اغتشاشات و آشوب درونی که زمینه آن همان مشکلات اقتصادی ست که حتی میتواند بستر ساز اقدامات بعدی دشمن گردد .
دشمن بدون تعارف جنگ ترکیبی همه جانبه و خطرناکی را علیه ما تدارک دیده است و حمله نظامی آخرین حلقه آنست . اکنون عمله های دشمن هم اینوری هم اونوری در وسط میدان جنگ رسانه ای هستند . پس ما هم بدون تعارف میدان جنگ را جدی بگیریم و از سه میدان جنگ نظامی و رسانه ای و اقتصادی ؛ اولی بر عهده نیروهای مسلح مقتدر مومن هست که به ماموریت خود واقف هستند و اگر اقتصا کند و شرارت دشمن خبیث را قطعی بدانند حتی ممکن است اقدام پیشدستانه هم بکنند .
حوزه اقتصادی آنگاه که در شرایط طبیعی باشد مدیریت آن بر عهده دولت و مجلس هست اما آنگاه که این حوزه وارد فاز جنگ اقتصادی شود قوه قضاییه باید ورود و با ترسیم نقشه راه و با اعتقاد به اینکه در وسط جنگ اقتصادی قرار گرفته در درجه اول با تشکیل دادگاه های صحرایی ؛ مسئولانی که ترک فعل کرده اند و نیز مفسدان زالو صفت اقتصادی را که به جنگ مردم آمده و خون ولی نعمتان انقلاب و سرمایه اجتماعی این نظام را می مکند و به اژدهای هفت سر تبدیل شده اند را بدون توجه به نام و نشانشان و با قید فوریت و البته با دقت و قاطعیت و بر مبنای قانون و عدالت برخورد انقلابی کرده و حکم قانونی و شرعی را در مورد آنها به اجرا در آورد .
. در اینصورت نتیجه کاملا روشن است خیلی از کسانیکه به خیابانها می ریزند ناخواسته یا از روی ناآگاهی و عدم درک شرایط وضعیت کشور و بی اطلاعی از توطئه های دشمن و یا از سر رنج و فشار مشکلات اقتصادی در تجمعات شرکت و احیانا آشوب می کنند با مشاهده برخورد قهری و قاطعانه قوه قضاییه با مخلان امنیت ملی و مسببان فتنه اقتصادی و احساس اینکه همه ارکان نظام در جهت رفع مشکلات مردم بسیج شده اند شک نکنید ورق برمیگردد و به تعبیر سردار شهید سلامی که در اغتشاشات ۱۴۰۱ گفته بود ما با همین نوجوانان و جوانان که احیانا در اغتشاشات شرکت می کنند به جنگ اسراییل خواهیم رفت . در این میان حساب آنهاییکه مدیریت میدانی صحنه را بر عهده دارند و به بهانه مشکلات اقتصادی عملا با سازماندهی و تهیه هیزم آتش بعنوان سمپات دشمن عمل می کنند و فضا را متشنج میکنند جداست و با اینان هم باید قاطعانه برخورد کرد .
سومین حوزه ای که باید مورد توجه جدی قرار گیرد میدان جنگ رسانه ای ست که دشمن بدنبال مدیریت تحریکات ؛ مدیریت احساسات و مدیریت ادراکات میباشد .
در کنار سایر دستگاههای اطلاعاتی ؛ امنیتی ؛ انتظامی و قضایی که در این حوزه وظایف مشخصی دارند جهادگران تبیین جایگاه ویژه ای دارند . بنابراین روی سخن با اصحاب منبر و تریبون و رسانه و شبکه های اجتماعی و صاحبان قلم و بیان میباشد که باید ضمن رصد کامل دسیسه های پیچیده دشمن با حضور عمار گونه و بموقع و آگاهانه در میان مردم بویژه قشر جوان ؛ با بیانی روشن و استدلال منطقی ؛ روشنگری نمایند .
ای جهاد گران تبیین !
بپا خیزید که اینک نه هنگام درنگ است
چاووش می گوید که ما را وقت تنگ است
سوالی که نباید از کنار آن براحتی عبور کرد اینست که چرا رسانه های معاند همچنان از کشته سازی ها و نماد سازی ها و قهرمان سازی ها و تصویر سازیهای نخ نما شده استفاده میکنند و در حوادث چند روز اخیر بکرات نمونه هایی از آنها را شاهد بودیم ؟
پاسخ این سوال در دو نکته نهفته هست ؛ اول اینکه این تاکتیکهای نخ نما شده همچنان در میان طیفهایی از جامعه مطلوبیت دارد علت آن هم اینست که خواص جبهه انقلاب و فعالان فرهنگی و سیاسی تبیین گری آنگونه که باید به وظیفه خود بدرستی عمل نکرده اند . دوم اینکه دستگاههای مسئول یا به عمق خطر پی نبرده اند ؛ یا سهل انگاری کرده اند و یا برخورد بازدارنده نداشته اند و یا اینکه بدلیل ضعف قانون ؛ هزینه جرم متناسب با خود جرم نیست . دلیل هر چه باشد نتیجه یکی ست و آن جری تر شدن اخلال گران که هر از گاهی به صحنه جرم باز می گردند .
نکته دیگر اینکه چرا با گذشت بیش از شش سال از تصویب قانون جرم بودن انتشار اخبار غیر واقعی با هدف متشنج کردن و تشویش اذهان عمومی میگذرد هنوز این قانون مثل برخی قوانین دیگر مورد بی توجهی مجریان و مسئولان امر قرار می گیرد ؟ بعنوان مثال وضعیت آشفته بازار شبکه های اجتماعی و رسانه ای باعث گردیده در اثر سهل انگاری دستگاههای مسئول ؛ خبر کشته شدن نوجوانی با مشخصات شناسنامه ای در فسا منتشر می شود و این نوجوان مجبور می شود بصورت ویدیویی خبر زنده بودن خودش را منتشر کند . اگر با انتشار دهندگان اینگونه اخبار کذب برخورد فوری و جدی صورت نگیرد باز هم شاهد انتشار اخباری از این دست خواهیم بود و گزارشهای جعلی بمثابه کبریتی ست که میتواند به آشوب سراسری منجر شده و هزینه های جبران ناپذیری برای مردم و کشور تحمیل کند .
نکته آخر اینکه کشورهای غربی یکی پس از دیگری در شرایط عادی قانون برای سنین مختلف در شبکه های اجتماعی تصویب می کنند اما ما که در وسط جنگ رسانه ای هستیم نه تنها از این محدودیت ها خبری نیست بلکه بعضی از مسئولان اگر نگوییم از روی عمد حداقل از روی ناآگاهی بدنبال رفع فیلتر از تلگرام و بعضی پلتفرمهای خارجی هستند !!! آقای دستگاه قضایی بفرمایید کجا تشریف دارید ؟ لطفا سری به تیم اطلاع رسانی دولت بزنید بد جوری ضد حال می زنند . خیلی از افراد این تیم برای شما آشنا هستند چون قبلا با جرایم متعدد در زندان میهمان شما بوده اند . آیا وقت خانه تکانی جریان نفوذ لانه کرده در لابلای نهادهای حاکمیتی و نیز عرصه رها گشتگی فضای مجازی نیست ؟ در همه جای دنیا شبکه های اجتماعی و فضای مجازی تحت حاکمیت دولتهاست ؛ در کشور ما فضای مجازی حاکمیت مستقلی فراتر از حاکمیت دولتی ست ؛ همان فضایی که اتاق فرمان آشوب ؛ تخریب باورهای مردم و مخزن اخبار و گزارشهای جهت دار و مأمور اجرای سیاستهای دیکته شده دشمنان این ملک و ملت است .
انتهای پیام/*

بازگشت به ابتدای صفحه